تبليغاتX
..........عاشق خسته.............

..........عاشق خسته.............

قدیم تو باد...........

به من نگاه کن ای جان چگونه در همه حال صبورتر ز درخت

 گشوده دست به سویت ز عشق سرشارم

پرنده وار به هرجا به صد هزار سرود

 ترانه خان توام با تو گرم گفتارم

به سوی کوی تو دریای من

نفس زنان همه در آرزوی دیدارم

دگر چگونه بگویم که دوستت دارم

اگر تو نیز ندانی خدا می داند

 

به خدا سخت عاشقم

من روز خویش را

 با آفتاب روی تو

 کز مشرق خیال دمیده است

اغاز میکنم

 من با تو مینویسم و میخوانم

 من با تو راه میروم و حرف میزنم

 وز شوق این محال

 که دستم به دست توست

 من جای راه رفتن

 پرواز میکنم

 آن لحظه ها که مات

 در انزوای خویش

 یا در میان جمع

 خاموش مینشینم

 موسیقی نگاه تو را گوش میکنم

 گاهی میان مردم در ازدحام شهر

 غیر از تو هرچه هست را فراموش میکنم

 گویند این و آن به هم آهسته:

 دیوانه را ببینید

 بیخود چو کودکان

 لبخند میزند

 با خود چگونه گرم سخن گفتن است

 من دور از این ملامت بیگاه

 همچنان سرمست

 در فضای پریخانه راز

 شاد از شکوه طالع و بخت موافقم

 آخر چگونه بانگ برارم که :

 عاقلان من دیوانه نیستم

 به خدا سخت عاشقم

عاشق.....

هر كجا هستی باش عشق تقديم تو باد

 

            

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام آذر 1388 11:26 توسط علی |

سلام دوستای گلم

خوبید ؟ امیدوارم خوب باشید   

اگر تنهاترین تنهایان شوم

                  بازهم خدا هست او جانشین

تمام نداشته های من است

 دوستای گلم من که خوشم امیدوارم شما هم خوش باشین

                                              ali

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام آذر 1388 1:50 توسط علی |

عشق مثل یک پروانه بی پروا شدن

عشق یعنی سر به زیر انداختن

عشق یعنی مثل یک گل وا شدن

فارغ از بی تابی دنیا

 

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام آذر 1388 1:46 توسط علی |

به نام خداوندی که علم آفرید و معلم را وسیله آموختن

دوستت دارم چون تنهاترين ستاره زندگی منی

دوستت دارم چون تنها ترين مصراع شعر مني دوستت دارم چون تنها ترين فکر تنهايي مني دوستت دارم چون زيباترين لحظات زندگي مني دوستت دارم چون زيباترين روياي خواب مني دوستت دارم چون زيباترين خاطرات مني دوستت دارم چون به يک نگاه عشق مني

ای عشق من ای روح و تن من

گویی که همه عشق تو در ذهن و دل من

بر دار و درختان دل من سنگ نگردد

بی عشق تو در پی هیچ چیز نگردد

در سایه ی قلبت به نوایی بسرودم

دل گرچه غریب است غریبش مگذار

عرش ارچه بزرگ است دلم را مسپار

چه زیباست بخاطر تو زیستن

وبرای تو ماندن بپای تو مردن وبه عشق تو سوختن؛

وچه تلخ وغم انگیز است، دور از توبودن، برای تو گریستن؛

و به عشق و دنیای تو نرسیدن؛ ایکاش می دانستی بدون تو،

مرگ گواراترین زندگیست؛ بدون تو وبه دور ازدستهای مهربانت،

زندگی چه تلخ وناشکیباست. ای کاش می دانستی مرز خواستن کجاست،

وای کاش میدیدی قلبی راکه فقط؛

برای تو می تپد

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام آذر 1388 1:43 توسط علی |

     رفتی و قصر خيالم را فروريختی

رفتی و تاروپود عشق را گسستی

رفتی و از رفتنت داغها مانده به اين دل

رفتی و از رفتنت گُلها شدند گِل

رفتی و من ماندم و تاروپود از هم گسسته

تاروپود عشق،عشق گذشته

رفتی و من ماندم و خاطرات تلخ و شيرين

رفتی و من ماندم وياد ان روزهای ديرين

رفتی و ازآن پس نشد ماه تابان

رفتی و ازآن پس نبارید زابر باران

رفتی و از رفتنت خشکیدند جویبارها

رفتی و ازرفتنت پژمردند گلزاران

رفتی و من شدم چون مرغ عشقی تنها

رفتی اما،یادت ماند در دلها

 

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام آذر 1388 1:43 توسط علی |

یک نفر میاد که من منتظر دیدنشم

یک نفر میاد که من تشنه بوییدنشم

مثل یک معجزه اسمش تو کتابها اومده

تن اون شعرهای عاشقونه گفتن بلده

خالی سفرمونو پر از شقایق می کنه

واسه موجهای سیاه دست هاروقایق میکنه

همیشه غایبه من زخمامو مرهم میزاره

همیشه غایب من گریه هامودوست داره

نکنه یک وقت نیاد صداش به دادم نرسه

آیینه ها سیاه بشه کور بشه چشم ستاره

خشم این حنجره ی خسته همیشه غایبه

کلید صندوق در بسته همیشه غایبه

نعره اسب سپید قصه مادر بزرگ

بهترین شعرهای سربسته همیشه غایبه

مثل یک معجزه اسمش تو کتابها اومده

تن اون شعرهای عاشقونه گفتن بلده

+ نوشته شده توسط علیرضا

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام آذر 1388 1:41 توسط علی |

 

قبل از ازدواج

پسر:بله,بالاخره وقتش شد
دختر:میخوای برم؟؟
پسر:نه! فکرشم نکن.
دختر:دوسم داری؟
پسر:البته
دختر:تا حالا به من خیانت کردی؟
پسر:نه!! چرا این حرفو میزنی؟؟
دختر:منو میبوسی؟؟
پسر:بله. چند تا؟
دختر: منو کتک میزنی؟؟
پسر:امکان نداره! به قیافه ی من میاد؟
دختر:میتونم بهت اعتما کنم؟
پسر" بله!


حالا بعد از ازدواج
همین متنو از پایین به بالا بخون...

همینه که هست

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام آذر 1388 1:41 توسط علی |

دو نفر که همديگر را خيلي دوست داشتند و يک لحظه در انتظار ديگري همديگر را نمي بينند.

چون هر دو به صورت اتفاقي به جمله معروف

ويليام شکسپير بر مي خورند: « عشقت را رها کن، اگر خودش برگشت،

مال تو است و اگر برنگشت از قبل هم مال تو نبوده! »

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام آذر 1388 1:38 توسط علی |

چند شبه ستاره ها بد جوری فریاد می زنن

                                           تو شب‌و پیش‌ خدا عشق منو داد‌می‌زنن

 چند شبه انگار خدا مثل منه منتظره

                                            اما نه؛فقط واسه شنیدن یه خاطره

 شایدم منتظره فقط شكایت بكنم

                                             شایدم واسه همه عشقو حكایت بكنم

 چند شبه ماه و ستاره دیگه نوری ندارن

                                             قاصدك ها واسه رفتن راه دوری ندارن

 چند شبه آسمونم بدون تو بارونیه

                                              دل آسمون گرفته خورشیدم زندونیه

  چند شبه مهتابیاش ،اون آدمای ساحلی

                                              تا میان یادبگیرن جای پاتو می شن گلی

  چند شبه ستاره ها دارن شكایت می كنن 

                                              دارن بی وفایی ماه رو حكایت می كنن

 "اونا می گن كه با داشتن یه دنیا خاطره

                                              چرا دیوونگی كردی و گذاشتی كه بره"

 

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام آذر 1388 1:37 توسط علی |

آنقدر دوست دارم كه تو كتاب جا نميشه

پي چاره ام با حرفاي الفبا نميشه

من كه هيچ، ساعتمم ديوونته دروغ كه نيست

تو از اون روزي كه رفتي خوابيده ، پا نمي شه

هي ميگم كاشكه يه روز معجزه شه با همديگه

دوسه ساعتي بريم كنار دريا ، نميشه

آسمون دلش گرفته ، مث اخماي تو ا...

يه گره افتاده رو پيشونيشو ، وا نميشه

نامتم با هام لجه ، ميخوام بذارمش كنار

آنقدر بد باهام ، هر چي كنم تا نميشه

مگه كم ناز چشاتو كشيدم دسته گلم ؟

كه ديگه يه ذره خندتم مال ما نميشه

سرخيا مال تو ، هر چي زرده بفرس واسه من

ماهي مثل تو كه پنهون لاي ابرا نميشه

ديدي خواستن ميون من و تو رو ابري كنن ؟

تو نگفتي بهشون بريد ، چه حرفا ،نميشه ؟

مگه از من چي شنيدي كه يهو دلت شكست

دل عاشق بيشتر از يك دفعه رسوا نميشه

چه شبايي كه نشستم تا سحر به اين اميد

كه به هر كسي به جز من بگي نه ، يا نميشه

روزي كه خواستي بياي پيشم مث ديوونه ها

از همه مي پرسيدم پس چرا فردا منيشه

اينه رسمش ؟ تا يه چيز شنيدي باورت بشه ؟

اين جوري كه قصه مون عبرت دنيا نميشه

يعني حق با شعر يه شاعر اون روزاش كه گفت ؟

برو مجنون واسه تو هيچ كسي ليلا نميشه

خوابتو ديدم و پرسيدم ازت كجا بودي /

گفتي طولانيه قصه ، توي رويا نميشه

يادته تماس گرفتم كه ببينم چي شده؟

گفتي بعدا ، جايي ام ، صحبتش اينجا نميشه

دفترم عادتشه ، فقط تو روش خط بكشي

خودتم خوب ميدوني بدون امضا نميشه

تو رو بايد تو تمام كتابا ، نه كمته

حرف تو خلاصه نيس ، پس توي انشا نميشه

چشاتو نميشه گفت چه رنگيه بس كه گلي

هيچ چشي ، چش نزنم ، انقد زيبا نميشه

راستي تو منو يادت رفته ،آره ؟

من همونم كه بدون تو شباش به غير يلدا نميشه

با خودت قرار گذاشتي ديگه اسممو نگي

جمله هات تموم ميشه ، با نمي خوام، با نميشه

باشه هر چي تو بگي قبول ، فقط اينو بدون

حكم قتلمم بدي ، هيچ كسي زيبا نميشه.

 

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام آذر 1388 1:36 توسط علی |

X

اهل تبریزم 09363779292
جوانی هستم 17 ساله حاضر جواب و اهل کل کل، از مهره داران، سه بعدی، جامد نامحلول در آب و مجرد،شاید جالب باشد بگویم که شخصیت((علی)) را شخصیتی جدا از خود واقعی ام می دانم،مثل نقشی که ایفای آن را را به من سپرده باشند،به خاطر همین گاهی وقت ها خودم هم کلی با او حال می کنم، انگار که او خودم نیستم! و خیلی دوستش دارم!!!

.....I Love you
.....I Love you
....I Love you
...I Love you
..I Love you
.I Love you
.I Love you
.I Love you
..I Love you
...I Love you
....I Love you
.....I Love you
......I Love you
.......I Love you
........I Love you
........I Love you
........I Love you
.......I Love you
......I Love you
.....I Love you
....I Love you
...I Love you
..I Love you
.I Love you
.I Love you
.I Love you
..I Love you
...I Love you
....I Love you
.....I Love you
......I Love you
.......I Love you
........I Love you
........I Love you
........I Love you
.......I Love you
......I Love you
.....I Love you
.....I Love you
.....I Love you
....I Love you
...I Love you
..I Love you
.I Love you
.I Love you
.I Love you
..I Love you
...I Love you
....I Love you
.....I Love you
......I Love you
.......I Love you
........I Love you
........I Love you
........I Love you
.......I Love you
......I Love you
.....I Love you
....I Love you
...I Love you
..I Love you
.I Love you
.I Love you
.I Love you
..I Love you
...I Love you
....I Love you
.....I Love you
......I Love you
.......I Love you
........I Love you
........I Love you
........I Love you
.......I Love you
......I Love you
.....I Love you


Home
Email
.:Bahar 20:.


Archives

آذر 1388

اردیبهشت 1388

فروردین 1388

اسفند 1387
دی 1387
مرداد 1387
اسفند 1386


Categories

ماهسون


Authors

علی
علي


Links

alitj
قالب های فوق جدید


LinkDump

طـــراح قـــالــب
عشق رقص زندگی
عشق کوچک
باران
سکوت پاییز (خاطره)
من خورشیدم
عاشقانه های من و عشقم
سیاه و سفید
نگین جون
چگونه دوست پیدا کنیم
آرشیو پیوندهای روزانه



Amar


تعداد بازديدها: